ارتباطات یکپارچه بازاریابی (Integrated Marketing Communications)

مقالات

ارتباطات یکپارچه بازاریابی

مقالات
دکتر علی ناصر حجتی
1400 آبان 29
تعیین اهداف هدف اصلی از IMC آن است که تمامی جنبه‌های اساسی ارتباطات بازاریابی را با یکدیگر متحد کرده و آن‌ها را به صورت یکپارچه و هماهنگ، استفاده نماید. ارتباطات یکپارچه بازاریابی، یکی از رویکردهای ارتباطی برند می‌باشد که در آن انواع شیوه‌های مختلف به صورت هماهنگ، برای ایجاد تجربه‌ای یکپارچه برای مشتری، با هم کار می‌کنند.

تعیین اهداف

هدف اصلی از IMC آن است که تمامی جنبه‌ های اساسی ارتباطات بازاریابی را با یکدیگر متحد کرده و آن‌ ها را به صورت یکپارچه و هماهنگ، استفاده نماید.

ارتباطات یکپارچه بازاریابی، یکی از رویکردهای ارتباطی برند می‌ باشد که در آن انواع شیوه‌ های مختلف به صورت هماهنگ، برای ایجاد تجربه‌ ای یکپارچه برای مشتری، با هم کار می‌ کنند.

.لحن و استایل انتقال پیام به مشتریان، به منظور تقویت برند، در تمامی کانال‌ ها مشابه است

هدف نهایی از IMC آن است که تمامی جنبه‌ های ارتباطات بازاریابی مانند عمومی، بازاریابی مستقیم، فروش شخصی، رسانه‌ های اجتماعی، ترفیع فروش و تبلیغات، به عنوان یک نیروی متحد (و نه جداگانه)، با یکدیگر همکاری داشته باشند

استفاده از این رویکرد باعث می‌ شود تا اثربخشی و سود دهی هزینه‌ های انجام‌شده، افزایش یابد.

از آن جایی که مصرف‌ کنندگان، زمان زیادی را به صورت آنلاین در دستگاه‌ های تلفن همراه خود صرف می‌ کنند، هدف تیم‌ های بازاریابی باید نمایان کردن ارتباط و هماهنگی تمامی بخش‌ های خود باشد.

این کار منجر به ماندگاری و به‌خاطر سپرده‌ شدن محصولات، خدمات و برند شما می‌ شود.

نکته‌ مهمی که در این زمینه باید به آن توجه کرد آن است که استراتژی برندها را نمی‌ توان تنها با توجه به تبلیغات آن‌ ها درک کرد.

در عوض، می‌ توان آن‌ ها را با مشاهده‌ نحوه‌ عملکرد هر بخش از اکوسیستم ارتباطی و به ویژه‌ نحوه‌ شخصی‌ سازی‌های صورت‌گرفته توسط ارتباطات در زمان واقعی، درک کرد.

اهداف رایج  IMC

برندها باید در هنگام تعیین اهداف، به جز در نظر گرفتن تغییرات صورت‌گرفته در بازار، فناوری‌ ها و مصرف‌کنندگان، به بودجه‌ بازاریابی و مخاطبان هدف نیز توجه نمایند. گستردگی و امکانات تحت اختیار با بودجه‌ 2 میلیون دلاری، با امکانات موجود برای بودجه‌ 2 هزار دلاری متفاوت است.

در حقیقت مشاغل کوچک‌ تر که دارای بودجه‌ های محدودی هستند، به جای استفاده از تبلیغات گران‌ قیمت، به سمت رسانه‌ های اجتماعی و بازاریابی دهان به دهان، متمایل می‌ شوند

علیرغم تفاوت‌ های موجود در بودجه‌ بندی، اکثر شرکت‌ ها، اهداف زیر را از اجرای IMC، دنبال می‌ کنند:

1. افزایش آگاهی از برند

2. افزایش تقاضا برای محصول توسط مصرف‌کننده

3. تغییر و تأثیرگذاری بر باورها و نگرش‌های مشتریان

4. افزایش اقدام به خرید

5. تشویق به خرید دوباره

6. افزایش ترافیک سایت

7. بهبود تصویر برند

8. افزایش سهم در بازار

9. افزایش فروش

استراتژی‌های IMC می‌ توانند برای دست‌ یابی به یک یا چند هدف از اهداف فوق، اجرا شوند. 

در حین اجرا، معمولا اهداف تغییر نمی‌کنند مگر آنکه اتفاقات مهمی رخ دهند.

بودجه‌ بندی

بودجه‌ بندی باعث می‌ شود تا مدیران با در نظر گرفتن شرایط مختلف و اولویت‌ بندی فعالیت‌ ها، برای فرآیند های بازاریابی خود، برنامه‌ ریزی نمایند.

همچنین بودجه‌ بندی باعث می‌ شود تا شرکت‌ ها، پیش از بروز هر مشکلی در آینده، در شرایط فعلی، قدمی برای جلوگیری از آن، برداشته باشند.

استفاده از بودجه‌ بندی باعث می‌ شود تا مدیران بتوانند روابط میان عملکرد بخش‌ های مختلف را بررسی کنند.

این کار، جزء کلیدی بازاریابی یکپارچه است.

اهداف اصلی از بودجه‌ بندی عبارتند از:

1. کنترل منابع

2. اطلاع‌ رسانی برنامه‌ ها به مدیران بخش‌ های مختلف

3. ایجاد انگیزه در مدیران به منظور دست‌ یابی به اهداف بودجه

4. ارزیابی عملکرد مدیران

5. ارائه‌ دید کلی نسبت به عملکرد شرکت

برنامه‌ های بازاریابی بر اساس منابع تعیین می‌ شوند که به نوبه‌ خود بر بودجه، تأثیر می‌ گذارند.

با توجه به این موضوع، نیاز است تا پیش از هر کاری جواب این دو سؤال را یافت:

چگونه باید این منابع و تلاش‌ ها را تأمین کرد؟ به عنوان مثال، 70% از طریق کاهش هزینه‌ ها با برنامه‌ تلفیقی و 30% از طریق بودجه‌ جدید

چه کسانی از برنامه‌ جدید سود می‌ کنند؟ به عنوان مثال، 70% از سود، به شهرت شرکت اضافه خواهد کرد.

اجزای ارتباطات یکپارچه بازاریابی

1. پایه و اساس

این مؤلفه، بر اساس درک استراتژیک از محصول و بازار است.

این کار شامل تغییرات در فن‌آوری، نگرش و رفتار خریدار و پیش‌ بینی تحرکات رقبا است.

2. فرهنگ سازمانی

برند از دیدگاه‌ ها، ظرفیت‌ ها، شخصیت‌ ها و فرهنگ‌ های موجود در شرکت‌، جدا نیست.

3. تمرکز بر برند

این جزء شامل لوگو، تگ لاین، سبک و پیام اصلی برند است.

4. تجربه‌ مصرف‌ کننده

این بخش، شامل طراحی و بسته‌ بندی محصول، تجربه‌ محصول و خدمات ارائه‌ شده می‌ باشد.

5. ابزارهای ارتباطی

ابزارهای ارتباطی شامل تمامی شیوه‌ های تبلیغات، بازاریابی مستقیم و ارتباطات آنلاین مانند رسانه‌ های اجتماعی است.

6. ابزارهای تبلیغاتی

این بخش شامل تبلیغات تجاری، فروش شخصی، بازاریابی پایگاه داده، روابط عمومی، اسپانسرینگ و مدیریت روابط با مشتری است.

7. ابزارهای یکپارچه‌ سازی

این ابزارها، شامل نرم‌ افزارهایی هستند که امکان ردیابی رفتار مشتریان و سنجش اثربخشی کمپین را به شما می‌ دهند. 

نرم‌افزار مدیریت ارتباط با متشری (CRM)، تجزیه و تحلیل وب، اتوماسیون بازاریابی و نرم‌افزار بازاریابی درونگرا، همگی از جمله ابزارهای این بخش هستند.

ارزیابی موفقیت

برای آن که ارتباطات یکپارچه بازاریابی مؤثری به دست آورید نیاز است تا نظارت مستمری بر عملکرد خود داشته باشید.

مرحله‌ نهایی هر فرآیند برنامه‌ ریزی، ارزیابی است.

نیاز است که برای آن که بتوانید عملکرد خود را ارزیابی نمایید، برای هر کدام از اهداف خود، زمان و کمیت‌ های مشخصی را تعیین کنید؛ به عنوان مثال، دست‌ یابی به سود 20% در دو سال.

بهترین و واقع‌ بینانه‌ ترین چرخه‌ برنامه‌ ریزی، حول یک بازبینی فصلی می‌ گردد.

بهترین نوع بازبینی نیز، بازبینی سه ماه یک‌ بار است.

این کار باعث می‌ شود تا در عین جذب منابع بیشتر، از آخرین پیشرفت‌ ها و اطلاعات نیز در برنامه‌ ریزی خود استفاده نمایید.

مهم‌ ترین عناصری که معمولا مورد ارزیابی و ردیابی قرار می‌ گیرند عبارتند از:

1. تحلیل فروش

سازمان‌ ها، فروش را از نظر واریانس فروش، ارزیابی می‌ کنند.

2. تحلیل سهم بازار

سهم بازار از طریق پارامترهایی مانند سهم کلی بازار، سهم بخش، سهم نسبی و نرخ نوسان سالانه، ارزیابی می‌ شود.

3. تحلیل هزینه‌ ها

برای این کار از نسبت بازاریابی به فروش استفاده می‌ شود که به تبلیغات در فروش و مدیریت فروش تقسیم شود.

4. تحلیل مالی

از نظر تئوری، نتیجه‌ نهایی باید سود خالص باشد.

نسبت‌ هایی مانند سهم ناخالصی به سود خالص، سود ناخالص به بازگشت سرمایه و سهم خالص به سود فروش مورد توجه می‌ باشند.

اهمیت بازاریابی دهان به دهان

اینترنت، شیوه‌ تجارت را دگرگون ساخته‌ است.

با افزایش اشتراک‌ گذاری، اهمیت بازاریابی دهان به دهان افزایش یافته‌ است.

در گذشته، بازاریابی یک رابطه یک‌ طرفه تلقی می‌ شد اما امروزه شامل رابطه‌ی دو طرفه‌ بازاریابان و مشتریان است

بدون برنامه‌ی کامل IMC، هیچ نوع هماهنگی میان مشتریان وجود نخواهد داشت.

IMC، یک رویکرد مبتنی بر داده است که بر شناسایی و درک بینش مشتریان، متمرکز است.

 این کار شامل شناخت نقاط تماس مناسب برای دسترسی به مصرف‌ کنندگان و شناسایی کانال‌ های مورد استفاده‌ آنان، است.

تجزیه و تحلیل رگرسیون و ارزش عمر مشتری، عناصر کلیدی این رویکرد هستند

دلایلی که باعث شده تا IMC، استراتژی مهمی برای بازاریابان باشد را در زیر مشاهده می‌کنید

1. از تبلیغات رسانه‌‌ ای تا انواع ارتباطات

2. از رسانه‌ های گروهی تا رسانه‌ های تخصصی

3. از بازار تولیدکنندگان تا خرده‌ فروشان را شامل می‌ شود.

4. از تبلیغات عمومی تا بازاریابی مبتنی بر داده

5. از پرداخت غرامت سنتی تا خسارت مبتنی بر عملکرد

6. از دسترسی محدود به اینترنت تا دسترسی شبانه‌ روزی به اینترنت و خدمات

همچنین مزایای بازاریابی دهان به دهان را در زیر مشاهده می‌ کنید:

1. افزایش فروش و سود و صرفه‌ جویی در زمان

2. طی شدن مراحل مختلف خرید توسط مشریان و تقویت روابط با آن‌ ها

3. افزایش وفادارسازی و توانایی حفظ مشتری

4. افزایش سود از طریق اثربخشی

5. معتبرکردن پیام‌ ها و کوتاه کردن روند جستجو

در نهایت، استفاده از IMC باعث صرفه‌ جویی در هزینه‌ ها خواهد شد

 

0 دیدگاه

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات خود را در زوپا منتشر کنید

محتوای تولیدی خود را برای ما ارسال کنید تا پس از تایید ان توسط کارشناسان زوپا آن را به نام خودتان منتشر کنیم

  • فایل خود را تنها با فرمت docx ارسال کنید.
  • هرکاربر می تواند در ماه دو محتوا را در زوپا منتشر کند.
جدیدترین مقالات زوپا